خیریه دکتر زهره احمدی

مرحومه دکتر زهره احمدی در نهم آذرماه ۱۳۷۱ در شهر تهران دیده به جهان گشود. از همان سال‌های کودکی، نشانه‌های تلاش، نظم، تعهد و ایمان در شخصیت او آشکار بود. تحصیلات خود را از مقطع ابتدایی تا دیپلم در مدرسه روشنگر گذراند و همواره جزو سه دانش‌آموز برتر کلاس بود؛ جایگاهی که نه‌تنها نتیجه استعداد درخشان، بلکه حاصل پشتکار، انضباط فردی و هدفمندی او بود.

عشق به آموختن و خدمت، مسیر زندگی زهره را به دانشگاه تهران رساند؛ جایی که با کسب رتبه ۲ در رشته دندانپزشکی فارغ‌التحصیل شد. برای او دندانپزشکی صرفاً یک شغل نبود، بلکه ابزاری برای کاستن از درد انسان‌ها و ادای مسئولیت اجتماعی به شمار می‌رفت. همین نگاه بود که پس از پایان تحصیل، او را به انتخابی آگاهانه و متفاوت رساند.

دکتر زهره احمدی دوران طرح کاد خود را در منطقه‌ای محروم، روستای ماچیان اسلان در استان گیلان، سپری کرد. او در این دوره با مادربزرگ خود زندگی می‌کرد و با نهایت سادگی، اما با قلبی سرشار از مهر، به مردم منطقه خدمت می‌رساند. در بسیاری از موارد، هزینه‌های درمان بیماران کم‌بضاعت را شخصاً پرداخت می‌کرد تا هیچ بیماری به دلیل مشکلات مالی، از درمان محروم نماند.

مهربانی او به‌ویژه در برخورد با کودکان جلوه‌ای عمیق داشت. زهره از هزینه شخصی خود برای بچه‌های روستا اسباب‌بازی می‌خرید؛ تا جایی که گاهی کودکان روستاهای اطراف، حتی بدون داشتن مشکل دندانی، به بهانه گرفتن اسباب‌بازی به این دندانپزشک جوان مراجعه می‌کردند. او با دیدن لبخند و شوق کودکانه‌شان، بی‌آنکه دلشان را بشکند، اسباب‌بازی را به آن‌ها می‌داد و شادی را به زندگی ساده‌شان هدیه می‌کرد.

در کنار فعالیت‌های علمی و حرفه‌ای، بُعد معنوی زندگی دکتر زهره احمدی جایگاهی پررنگ و اصیل داشت. او از نه‌سالگی به انجام واجبات و حتی مستحبات پایبند بود و حجاب، از آغاز زندگی تا لحظه عروج، همواره جزئی جدانشدنی از هویت و شخصیت او به شمار می‌رفت. زیارت، به‌ویژه ارادت قلبی‌اش به امامزاده صالح (ع)، بخشی ثابت از زندگی او بود و به‌صورت منظم به این مکان مقدس مشرف می‌شد.

اسفند 1397، زمانی که در شمال کشور و مشغول گذراندن دوران طرح خود بود، دردهایی در ناحیه گوش سمت راست او آغاز شد. در ابتدا تشخیص‌ها ساده بود، اما به اصرار و دقت خودش، بررسی‌های دقیق‌تر انجام شد و در نهایت مشخص گردید یک کیست چربی در پشت گوش او شکل گرفته است. پس از مراجعه به پزشکان متخصص مغز و اعصاب و بررسی‌های متعدد، همگی بر ضرورت انجام عمل جراحی تأکید کردند؛ چرا که محل تومور بسیار حساس بود.

برای انجام این جراحی مهم، راهی آلمان شدند و در شهر هانوفر، این عمل پیچیده توسط پروفسور سمیعی انجام گرفت. توده با موفقیت خارج شد و پس از آن، طبق نظر پزشک، قرار بر پیگیری‌های دوره‌ای با ام‌آر‌آی هر چند ماه یک‌بار بود. خوشبختانه در آن مقطع، شرایط پایدار و گرید توده نیز نامطلوب گزارش نشد.

حدود دو سال همه‌چیز به خوبی پیش رفت، تا اینکه در یکی از تصویربرداری‌ها، نشانه‌هایی از بازگشت توده به صورت سایه‌هایی در همان ناحیه مشاهده شد. پس از بررسی مجدد، موضوع لزوم ادامه درمان با روش‌های تکمیلی مانند شیمی‌درمانی یا رادیوتراپی مطرح گردید. به همین منظور، تصمیم بر آن شد که مسیر درمان با استفاده از روش‌های نوین در کشور ژاپن ادامه یابد.

متأسفانه در یکی از مراحل درمان و جراحی‌ها، دکتر زهره احمدی به هوش نیامد و حدود ده روز در حالت کما قرار گرفت. در این ایام، نشانه‌هایی معنوی و الهام‌بخش برای خانواده رقم خورد؛ رؤیاهایی هم‌زمان و مشابه که حکایت از آرامش، رضایت و شوق رفتن او به جوار حضرت زهرا (س) داشت؛ نشانه‌هایی که دل‌ها را به پذیرش مشیت الهی آرام کرد.

پس از ابراز رضایت خانواده و سپردن دل به خواست خداوند، سرانجام در شب عید غدیر، حوالی نیمه‌شب، روح بلند او پر کشید و به آرامشی ابدی رسید. مرحومه دکتر زهره احمدی در یکم مردادماه ۱۴۰۱، در اوج جوانی و در حالی که آینده‌ای روشن پیش رو داشت، دار فانی را وداع گفت.

با توجه به علاقه عمیق او به امامزاده صالح (ع)، پیکر پاکش در همان مکان مقدس به خاک سپرده شد؛ جایی که سال‌ها با عشق و ارادت به زیارتش می‌رفت.

امروز، نام و راه دکتر زهره احمدی تنها در خاطره‌ها باقی نمانده است. تأسیس خیریه‌ای بزرگ به نام او، ادامه‌دهنده مسیر زندگی، ایمان، مهربانی و خدمت بی‌منت اوست؛ خیریه‌ای که با الهام از منش انسانی‌اش، چراغ امید را در دل بسیاری از نیازمندان روشن نگاه داشته و یاد او را جاودانه کرده است.